غزلی از: 1 1
1 ای 1 ام من آب می خواهم چه کار
چشم بر در دوختم من خواب می خواهم چه کار
بس که توصیفت نمودم در جمال و در خصال
عقل و دینم رفته جام ناب می خواهم چه کار
هرچه کردم این دل دیوانه ام راضی نشد
چشمهایم بسته عکس و قاب می خواهم چه کار
درس مجنون مشق عشق لیلی و بی تاب اوست
بهر این دل دفتر حساب می خواهم چه کار
تا غریق چشمهایت گشتم و بی دل شدم
تا تویی در آسمان مهتاب می خواهم چه کار
1 از م . حاتم گویا
برچسب:
نویسنده: کوروش اسدی